معانی کلمه : مبطون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. (فقه ) کسی که نمی تواند غایط و باد خود را نگه دارد و باید برای هر نماز وضوی خود را تجدید کند.
۲. آن که شکمش درد می کند.
۲. آن که شکمش درد می کند.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - کسی که به درد شکم مبتلی شود. ۲ - مبتلی به اسهال مزمن . ۳ - کسی که همواره از او باد و غایط خارج شود و به اندازة یک نماز فرصت و مهلت نداشته باشد، چنین شخص باید برای هر نماز یک وضو بگیرد.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - کسی که بدرد شکم مبتلی شود . ۲ - مبتلی به اسهال مزمن : و اینجا درد دندان و کفله بر روی پدید آمد و مبطون شدم و زانو ها از آب خوردن بدرد است . ۳ - کسی که همواره از او باد و غایط خارج شود و بانداز. یک نماز فرصت و مهلت نداشته باشد چنین شخص باید برای هر نماز یک وضو بگیرد .
