مبشر. [ م ُ ب َش ْ ش ِ ] (اِخ ) ابن عبدالمنذر معروف به ابولبابه . رجوع به ابولبابه و امتاع الاسماع ص 37 شود.
مبشر. [ م ُ ش َ ] (ع ص ) شادکرده شده به خبرهای خوش . (ناظم الاطباء). || رجل مؤدم مبشر؛ مرد دانا و تجربه کار. (منتهی الارب ) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
بشارتدادهشده.
بشارتدهنده؛ مژدهدهنده.
(مُ بَ شِّ) [ ع . ] (اِفا.) مژده دهنده ، بشارت دهنده .
(مُ بَ شَّ) [ ع . ] (اِمف .) بشارت داده شده ، مژده داده .
(تلفظ: mobaššer) (عربی) آن که خبر خوش و مژده میدهد ، نوید دهنده .
بشارترسان، بشیر، مژدهرسان، نویدبخش
صفت بشارترسان، بشیر، مژدهرسان، نویدبخش