مبذول. [ م َ ] ( ع ص )بخشیده شده. ( آنندراج ). خرج شده و مصرف شده و بخشیده شده. ( ناظم الاطباء ) : که اگر تمامی خزاین ما در آن مبذول خواهد بود باک نیاید. ( کلیله و دمنه ).گفت بهر شاه مبذول است جان او چرا آید شفیع اندرمیان.مولوی. || قبول کرده. ( آنندراج ). پسندیده. ( ناظم الاطباء ) : اگر مثلاًدر ملک مشارکت توقع کنی مبذول است. ( کلیله و دمنه ).- مبذول داشتن ؛ پذیرفتن. قبول کردن : سلطان ملتمس ایشان م...
فرهنگ عمید
بذل شده، بخشیده شده.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - خرج شده ، مصرف شده . ۲ - بذل شده ، بخشیده شده .