مبتذل . [ م ُ ت َذِ ] (ع ص ) بذله پوش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بذله پوش . باد روزه پوش . کهنه پوش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || کسی که عمل نفس خود کند. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به متبذّل شود.
عوامپسند، بازاری
خوار، پست، فرومایه
بیارزش، پست، پیش پاافتاده، سخیف، ناپسند، هجو
۱. بیارزش، پست، پیش پاافتاده، سخیف، ناپسند، هجو
۲. عوامپسند، بازاری
۳. خوار، پست، فرومایه
پیش پا افتاده