مبادرت نمودن. [ م ُ دَ / دِ رَ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) پیشی جستن. تعجیل کردن. اقدام کردن به کاری : از فرایض احکام جهانداری آن است که به تلافی خللها... مبادرت نموده شود. ( کلیله و دمنه ). لیکن هر که بدین فضایل متحلی باشد اگر در همه ابواب رضای او جسته آید و در آنچه به فراغ دل او پیوندد مبادرت نموده شود، از طریق کرم و خیر دور نیفتد. ( کلیله و دمنه ). به تعجیل تمام مسرعان به امیر خراسان دوانی...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پیشی جستن . ۲ - تعجیل کردن . ۳ - اقدام کردن بکاری : مسعود ... بتعجیل تمام مسرعان به امیر خراسان دوانید که ...بجنگ سلجوقیان مبادرت نماید . پیشی جستن