مایع. [ ی ِ ] ( ع ص ، اِ ) مائع. هر چیز روان مثل آب و سرکه وشراب که بر روی زمین جاری شود. ( ناظم الاطباء ). که جامد نباشد. که سیلان کند. جسمی که روان باشد. آبکی . ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). فرهنگستان ایران «آبگونه » را بجای این کلمه پذیرفته است. رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران شود.- مایع دماغی نخاعی ؛ مایعی است صاف و ...
فرهنگ عمید
از حالت های سه گانۀ ماده که در آن شکل ماده از شکل ظرف خود تبعیت می کند، آبگونه.
فرهنگ معین
(یِ ) [ ع . مائع ] (ص . اِ. ) هر جسم روان مثل آب .
دانشنامه آزاد فارسی
مایع (liquid)حالتی از ماده، بین جامدو گاز. مایع سطح تراز تشکیل می دهد و به شکل ظرفی درمی آید که در آن قرار دارد. اتم های مایعات، برخلاف جامدات بلوری، جای ثابتی را اشغال نمی کنند و از سوی دیگر، آزادی جابه جایی گازها را هم ندارند. برخلاف گازها، متراکم کردن مایعات آسان نیست، زیرا فشار واردشده به یک نقطه به تساوی به همه جای مایع منتقل می شود. (اصل پاسکال). در هیدرولیک، از کاربرد این خواص استفاده می کن...
فرهنگ فارسی
رجوع به مایع شود
حالتی از ماده که حجم ثابتی دارد و شکل آن را ظرف دربرگیرندهاش تعیین میکند
روان، جسم روان مانند آب، آبگونه، خلاف جامد( صفت و اسم ) جسمی که روان باشد مقابل جامد . یا مایع دماغی نخاعی . مایعی صاف و زلال که در حقیقت مایع محافظی است که اطراف مغز و نخاع را فرا گرفته و درهمه جا بهم مربوط است و مابین عنکبوتیه و نرم شامه قرار دارد . این مایع برای تشخیص غ...
دانشنامه عمومی
مایع یکی از حالاتی است که ماده می تواند به آن شکل وجود داشته باشد.دمای ذوبگرانرویکشش سطحیرئولوژیسیالذرات تشکیل دهندهٔ مایع (اتم/مولکول) می توانند تغییر مکان بدهند اما نیروهای بین مولکولی کماکان آن ها را در کنار هم نگه می دارد؛ بنابراین مایعات (برخلاف جامدات) شکل ثابتی ندارند.چون فاصلهٔ ذرات در حالت مایع قابل تغییر نیست، بنابراین نمی توان آن ها را فشرده کرد و (برخلاف گازها) حجم ثابتی دارند.همهٔ موا...