کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ماها | کلماتور
معانی کلمه : ماها
تلفظ بین المللی :
/mˈɑhɑ/
تلفظ :
[m'AhA]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
ماها اواتار باباجی
ماها ساراکام
ماها شیوارتری
گاو ماها
ابراهیم بن ماها
استان ماها ساراخام
استان ماها ساراکام
دورگ کوئه ماها
کاساگالا راجا ماها ویهارا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
ماها. ( ضمیر ) جمع ما. ( ناظم الاطباء ). مایان. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) :
سالها وضع بلاها کرده ایم
وهم حیران زانچه ماها کرده ایم.
مولوی.
و رجوع به ما و مایان شود.
فرهنگ فارسی
( فعل ) دوم شخص مفرد از آمدن میا .
جمع ما
فرهنگ اسم ها
اسم:
ماها (دختر) (فارسی) (طبیعت، کهکشانی) (تلفظ: māhā) (فارسی: ماها) (انگلیسی: maha)
معنی:
منسوب به ماه، ( به مجاز ) زیبا و دوست داشتنی، ( ماه، ا ( پسوند نسبت ) )، م ماه
کلمات مرتبط
ماها اواتار باباجی
ماها ساراکام
ماها شیوارتری
گاو ماها
ابراهیم بن ماها
استان ماها ساراخام
استان ماها ساراکام
دورگ کوئه ماها
کاساگالا راجا ماها ویهارا
نظرات