مانند کردن. [ ن َن ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تشبیه. ( دهار ) ( زوزنی ) ( ترجمان القرآن ). تشبیه کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : حجاج او را گفت با یزیدبن معاویه بیعت نکردی و خود را به حسین علی و عبداﷲبن عمر مانند کردی. ( بلعمی ).دست رادش را به دریا کی توان مانند کردکه همی دریا به پیش دست او فرغر شود.فرخی.هرکه او را به تو مانند کند هیچکس است بازنشناسد گوینده بهی از بتری.فرخی.کف او را نتوان کردن م...