کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مانع حرکت شدن
تلفظ بین المللی :
/mˈɑneʔ harˈekat ʃˈodan/
تلفظ :
[m'Ane? haR'ekat S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گره خوردگی موها که مانع حرکت شانه می شود
مانع
مانع امدن
مانع داشتن
مانع شدن
مانع موقت
مانع انعقاد خون
مانع ایجاد لطمه بزندگی
مانع بروز مرض
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
hobble
(فعل)
داد و بیداد کردن، خمیدن، لنگیدن، شلیدن، لنگ لنگان راه رفتن، مانع حرکت شدن، دست و پای کسی را بستن
کلمات مرتبط
گره خوردگی موها که مانع حرکت شانه می شود
مانع
مانع امدن
مانع داشتن
مانع شدن
مانع موقت
مانع انعقاد خون
مانع ایجاد لطمه بزندگی
مانع بروز مرض
نظرات