[زیستشناسی-پروتگانشناسی] هریک از اجزای سازندۀ یک درشتمولکول [شیمی، مهندسی بسپار] تهماندهای که پس از تقطیر یک محلول ناخالص برجای میماند
تکیه ای: munda
طاری: munda / kahna
طامه ای: munda / kohna
طرقی: manda
کشه ای: munda
نطنزی: munda
اسم
مقیم
باقی
بیات
تفاوت
دنباله
الباقی، باقی، باقیمانده، بقیه، تتمه
بازمانده، خسته، درمانده، عاجز، فرسوده، کوفته
۱. الباقی، باقی، باقیمانده، بقیه، تتمه
۲. تفاوت
۳. دنباله
۴. بازمانده، خسته، درمانده، عاجز، فرسوده، کوفته
۵. مقیم
۶. باقی
۷. بیات