معانی کلمه : ماماچه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ماما#NAME?
= ماما
فرهنگ معین
(چِ ) (اِ. ) قابله .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- مادر : گفت : ماما . درست شد دستم چون گل از دست دیگران رستم . ( هفت پیکر . چا . استانبول ۱۵۷ چا . ارمغان ۲ . ) ۱۸۹ - کسی که زن حامله را در وضع حمل یاری کند وبچ. او را بگیرد قابله .
