Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ماماچه

تلفظ بین المللی : /mˈɑmˈɑtʃe/ تلفظ :‌ [m'Am'AtSe]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ماماهان
  • ماماچپ
  • ماماجه
  • ماماچی
  • مأماءه
  • انستیتو تکنولوژی ماساچوست
  • مارماهی
  • ماساچوست
  • ماسوچه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ماماچه. [ چ َ چ ِ/ ماچ ْ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مادر کوچک. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || ماماجه. ( آنندراج ). قابله. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). قابله و آن زنی است که اطفال را در وقت زاییدن گیرد. و رجوع به ماما شود. || دختر یا زنی که بیش از حد و سن خویش در امور مداخله کند. دختری نارسیده که گفتار ورفتاری نامطبوع به تقلید زنان سالخورده دارد. دختری که بیش از حد سن خویش در کار مادر و کسان و ...

فرهنگ عمید

ماما#NAME?

= ماما

فرهنگ معین

(چِ ) (اِ. ) قابله .

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- مادر : گفت : ماما . درست شد دستم چون گل از دست دیگران رستم . ( هفت پیکر . چا . استانبول ۱۵۷ چا . ارمغان ۲ . ) ۱۸۹ - کسی که زن حامله را در وضع حمل یاری کند وبچ. او را بگیرد قابله .

کلمات مرتبط

  • ماماهان
  • ماماچپ
  • ماماجه
  • ماماچی
  • مأماءه
  • انستیتو تکنولوژی ماساچوست
  • مارماهی
  • ماساچوست
  • ماسوچه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات