کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مافات | کلماتور
معانی کلمه : مافات
تلفظ بین المللی :
/mˈɑfɑt/
تلفظ :
[m'AfAt]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ماراتن
ماراتون
مالات
مسافات
مصافات
مصفات
مضافات
معافات
مفاتح
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مافات. ( ع اِ مرکب ) آنچه فوت شده. ( آنندراج ) ( غیاث ). کلمه فعل مأخوذ از تازی ، آنچه گذشته است. ( ناظم الاطباء ).- تدارک مافات . رجوع به ترکیب بعدشود.- تلافی مافات ؛ تدارک مافات. جبران آنچه فوت شده. دریافتن آنچه گذشته : و همت را بر طریقی موصل به تدارک و تلافی مافات مصروف داشتی. ( ترجمه محاسن اصفهان ).- جبران مافات ؛ تلافی مافات. و رجوع به ترکیب های قبل شود....
فرهنگ عمید
آنچه گذشته، آنچه فوت شده و از دست رفته.
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِمف . ) از دست رفته .
فرهنگ فارسی
آنچه گذشته، آنچه فوت شده وازدست رفته
( جمله فعلی ) آنچه فوت شده آنچه از دست رفته .
آنچه فوت شده
کلمات مرتبط
ماراتن
ماراتون
مالات
مسافات
مصافات
مصفات
مضافات
معافات
مفاتح
نظرات