ماشه. [ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) به معنی انبر باشد و آن افزاری است زرگران و مسگران و آهنگران را و عربان کلبتان خوانند. ( برهان ). آلتی است آهنی آهنگران را که گرم کرده بدان می گیرند و گاهی چیز محکم را بدان به زور می کشند به هندی سنداسی گویند. ( آنندراج ). انبر و کلبتان. ( ناظم الاطباء ). ماشق. انبر. کلوب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ترکی غربی ماشه = ماشا ( آلت گرفتن و بهم زدن آتش ). گیلکی ، ماشه ( انب...
فرهنگ عمید
۱. (نظامی ) آلتی در تفنگ در زیر چخماق که با کشیدن آن چخماق به سوزن و ته چاشنی می خورد و فشنگ منفجر می شود. ۲. [قدیمی] انبر.
فرهنگ معین
(ش ) (اِ. ) ۱ - انبر. ۲ - آلتی است در اسلحة گرم که با کشیدن آن تیر شلیک می شود.
فرهنگ فارسی
آلتی است درتفنگ درزیرچخماق که باکشیدن آن چخماق به سوزن وته چاشنی می خوردوفشنگ منفجرمی شود ( اسم ) واحد مقیاس هند برابر ۱/۱۲ توله یا تولچ. هندی ( هر توله معادل دو مثقال ونیم است ) .
دانشنامه عمومی
ماشه سازوکاری در برخی از سلاح های گرم است که شلیک کردن سلاح را باعث می شود. در بیشتر سلاح ها ماشه با انگشت اشاره کشیده (چکانده) می شود. ماشه عملاً مجموعه ای از اهرم ها و فنرها است که سوزنی را رها می کند تا بر اثر نیروی فنر به چاشنی فشنگی که در جان لوله قرار دارد برخورد کند و منجر به شلیک گردد.ماشه و ابزارهای مربوط به آن در برخی از جنگ افزارها «دستگاه چکاننده» نیز خوانده می شود.wiki: ماشه...
گویش مازنی
۱انبر آتش گیر ۲درخت پرمحصول ۳گیاهی وحشی و خوش بو و خوراکی ...
/maashe/ انبر آتش گیر - درخت پرمحصول ۳گیاهی وحشی و خوش بو و خوراکی