کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ماروسپند | کلماتور
معانی کلمه : ماروسپند
تلفظ بین المللی :
/mˈɑruːspˌand/
تلفظ :
[m'ARu:sp,and]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
اندرزهای اذرباد مارسپندان
ماراسپند
ماراسپند ایزد
ماراسپندان
مارسپند
اذرباد مارسپندان
ماراسفند
مهراسپند
مهرسپند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
ماروسپند. [ پ َ ] ( اِخ ) نام یکی از مشاوران و مصلحت اندیشان خسروپرویز. ( از فهرست ولف ) :
بباشد به آرام ماروسپند
نباید که آرند بروی گزند.
( شاهنامه چ بروخیم ج 9 ص 2908 ).
وزان شهر تا خان ماروسپند
که بود اندر آن شهریار بلند.
فردوسی.
فرهنگ فارسی
نام یکی از مشاوران و مصلحت اندیشان خسرو پرویز
فرهنگ اسم ها
اسم:
ماروسپند (پسر) (فارسی)
معنی:
از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پسر خسروپرویز پادشا ساسانی
کلمات مرتبط
اندرزهای اذرباد مارسپندان
ماراسپند
ماراسپند ایزد
ماراسپندان
مارسپند
اذرباد مارسپندان
ماراسفند
مهراسپند
مهرسپند
نظرات