( مآرب ) مآرب. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَأرَبَة. ( ترجمان القرآن ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). نیازها. حاجتها : قال هی عصای اتوکؤا علیها و اهش بها علی غنمی و لی فیها مآرب اخری. ( قرآن 18/20 ). دیگری به قوت عقل بر مطالب و مآرب خویش رسیده. ( کلیله و دمنه ). برادران بعد از استماع پیغام... به تازه رویی رسول را با انجاز مآرب و عطا بازفرستادند. ( سلجوقنامه ظهیری ص 13...
فرهنگ عمید
( مآرب ) نیازها، حاجت ها.
فرهنگ معین
( مآرب ) (مَ رِ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مأربه .
دانشنامه آزاد فارسی
مَأرِبشهری باستانی در جنوب غربی شبه جزیرۀ عربستان و پایتخت قوم سبا. ویرانه های این شهر بر فراز تپه ای در شمال شرقی شهر صنعا در یمن قرار دارد. وادی اذنه در نزدیکی این شهر بوده و قوم سبا، سدی در آن بنا کرده بودند که سد مأرب یا سد عَرِم نام داشته است. طول این سد ۷۷۰ قدم عرض آن ۱۵۰ قدم و ارتفاع آن سیزده تا نوزده قدم است. چنان که از کتیبه های گوناگون برمی آید در دوره های گوناگون ساختمان هایی به این سد ...
فرهنگ فارسی
( اسم ) حاجت جمع : مارب . موضعی نمک خیز در یمن ( م آرب ) نیازها حاجتها
دانشنامه عمومی
مأرب. مأرب نام شهری باستانی و مرکز استان مأرب در کشور یمن است. مأرب در دورانی بسیار دور پایتخت ( مملکت سبا ۶۵۰ ق. م _ ۱۱۵م ) بوده است. آثار محرم بلقیس ملکهٔ سبا در این شهر باستانی باقی مانده است. همچنین مأرب موطن «قبیلهٔ ازد» بود است. در دوران آبادانی مأرب کاخی بسیار زیبا ومشهور و سد تاریخی مأرب در این شهر زیبا قرار داشته است.سد مأربگویند: سد مأرب توسط: «سبا بن یشجب بن یعرب» بنیادگذاری شده است. ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] مآرب. ریشه کلمه: ارب (۲ بار)
«مَآرِب» از مادّه «أَرَب» جمع «مأربه» به معنای حاجت، نیاز و مقصد است.