مادی . (ص نسبی ) منسوب به ماد. مربوط به قوم ماد: هنرهای مادی . || از اهل ماد. از مردم ماد. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماد (اِخ ) شود.
۱. تهیهشده از مادّه.
۲. مربوط به مادّه.
۳. پولپرست.
۴. (اسم، صفت) (فلسفه) = ماتریالیست
۱. از مردم ماد: سرباز مادی.
۲. مربوط به ماد: هنر مادی.
۳. (اسم) زبانی از شاخۀ زبانهای هندوایرانی که در سرزمین ماد رایج بوده است.
عنصری
مادنژاد
اسم ≠ معنوی
خسیس، مقتصد، ممسک
مادهگرا، ماتریالیست، مادیگرا
جرمانی، جرمدار، جسمی، جسمانی، هیولانی
پولپرست، پولدوست، پولکی، مالپرست، مالدوست
گیتای