معانی کلمه : مادگی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. [مقابلِ نری] ماده بودن.
۲. (اسم ) (زیست شناسی ) اندام مادۀ گل که شامل تخمدان و تخمک هاست.
۳. (اسم ) سوراخ جلو لباس که دگمه در آن جا می گیرد، جادگمه.
۲. (اسم ) (زیست شناسی ) اندام مادۀ گل که شامل تخمدان و تخمک هاست.
۳. (اسم ) سوراخ جلو لباس که دگمه در آن جا می گیرد، جادگمه.
فرهنگ معین
(دِ ) (اِ. ) ۱ - جای دکمه . ۲ - آن بخشی از گیاه که مادة گل را تشکیل می دهد. ۳ - عضو تولیدمثل در جنس ماده .
دانشنامه آزاد فارسی
مادِگی (gynoecium)
مادِگی
مجموعۀ اندام های مادۀ تولیدمثلی گل، متشکل از یک یا چند برچه. ممکن است آزاد یا متصل باشند.
مادِگی
مجموعۀ اندام های مادۀ تولیدمثلی گل، متشکل از یک یا چند برچه. ممکن است آزاد یا متصل باشند.
wikijoo: مادگی
فرهنگ فارسی
بخش تولیدمثلی مادۀ یک گل شامل تخمدان و خامه و کلاله * مصوب فرهنگستان اول
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
ماده بودن، تانیثبودن، مونث بودن ≠ نرینگی
۱. ماده بودن، تانیثبودن، مونث بودن ≠ نرینگی
۲. اندام مادهگلوگیاه، عضوتولیدمثل گلوگیاه
۳. جادکمه، جاتکمه
فرهنگستان زبان و ادب
{pistil, gynoecium, pistillum} [زیست شناسی] بخش تولیدمثلی مادۀ یک گل شامل تخمدان و خامه و کلاله
* مصوب فرهنگستان اول
