مادندر. [ دَ دَ ] ( اِ مرکب ) مخفف مادراندر است که زن پدر باشد. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). مخفف مادراندر. ( آنندراج ) : جز بمادندر نماند این جهان کینه جوی با پسندر کینه دارد همچو با دختندرا.رودکی ( از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 145 ).جهانا چه بینی تو از بچگان که گه مادری گاه مادندرا.رودکی ( احوال و اشعار ج 3 ص 967 ).مهر فرزندی بر خواجه فکنده ست جهان کین جهان مادر او نیست که مادندر اوست.فرخی.از پدر...
فرهنگ عمید
مادراندر#NAME?
= مادراندر
فرهنگ فارسی
( اسم ) مادر اندر : مهر فرزندی بر خواجه فکندست جهان این جهان مادر او نیست که مادندر اوست . ( فرخی . د.۲۸ )