کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مادرشوهر | کلماتور
معانی کلمه : مادرشوهر
تلفظ بین المللی :
/mˌɑdarʃˈohar/
تلفظ :
[m,AdaRS'ohaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش اصفهانی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مادرشوهر هیولا
زبان مادرشوهر
عروس و مادرشوهر
مادرشهر
زبان مادر شوهر
جوک برای مادر زن یا مادر شوهر
رام کردن مادر شوهر
منطقه مادرشهری سانتیاگو
مادراورد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش اصفهانی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مادرشوهر. [ دَ ش َ / شُو هََ ] ( اِ مرکب ) مارشو. مار میره. خشتامن. خوشدامن. خشامن. خش. خوشه. خوشامن. خوش. خاش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مادرشوی و خوشدامن شود.
فرهنگ فارسی
مارشو مار میره خشتامن
گویش اصفهانی
تکیه ای: xâsrü
طاری: xârsü
طامه ای: mâšu
طرقی: xârsü
کشه ای: xârsi
نطنزی: mâyšu / xâsru
مترادف و متضاد
mother-in-law
(اسم)
خش، مادر زن، مادر شوهر، نامادری
کلمات مرتبط
مادرشوهر هیولا
زبان مادرشوهر
عروس و مادرشوهر
مادرشهر
زبان مادر شوهر
جوک برای مادر زن یا مادر شوهر
رام کردن مادر شوهر
منطقه مادرشهری سانتیاگو
مادراورد
نظرات