ماء معین. [ ءِ م َ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آب روان. ( از منتهی الارب ). آب روان روشن و پاک. ( ناظم الاطباء، ذیل «معین » ). آب روان و پاک. ( فرهنگ فارسی معین ، ذیل «ماء» ) : ز کافور واز مشک و ماء معین درخت بهشت و می و انگبین.فردوسی.خداوند جوی می و انگبین همان چشمه شیر و ماء معین.فردوسی.ایا سپهر ادب را دل تو چشمه روزایا بهشت سخا را کف تو ماء معین.فرخی.یکی ماء معین آمد، دگر عین الیقین آمدسیم حبل ا...