کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مؤول | کلماتور
معانی کلمه : مؤول
تلفظ بین المللی :
/maˈoʔval/
تلفظ :
[ma'o?val]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مؤول
حدیث مؤول
عوامل مؤثر در کاربرد مصدر مؤول
لفظ مؤول
مؤوله
الیسیا موولتون
تام موولتون
موولتون ایووا
ذات مغول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
موول .
[ م ُ] (ع مص ) مول . (ناظم الاطباء). رجوع به مؤول شود.
مؤول. [ م ُ ئو ] ( ع مص ) مَوْل. ( ناظم الاطباء ). بامال شدن. ( منتهی الارب ، ماده م ول ). بسیارمال شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ).مؤول. [ م ُ ءَوْ وِ ] ( ع ص ) بازگرداننده. ( منتهی الارب ). آنکه بازمی گرداند و بازمی خواند. ( ناظم الاطباء ). بازگرداننده کسی را به سوی او. ( آنندراج ). ...
فرهنگ عمید
قابلِ تٲویل، تفسیرشده.
فرهنگ معین
(مُ ءَ وَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) تأویل شده . ۲ - (ص . ) قابل تأویل .
فرهنگ فارسی
( اسم ) تاویل کننده شرح دهنده : اما بعد چنین گوید مفسر این کتاب و موول ( ماول ) این خطاب ... جمع : موولین .
تاویل شده .
کلمات مرتبط
مؤول
حدیث مؤول
عوامل مؤثر در کاربرد مصدر مؤول
لفظ مؤول
مؤوله
الیسیا موولتون
تام موولتون
موولتون ایووا
ذات مغول
نظرات