لگام. [ ل ُ / ل ِ ] ( اِ ) لجام ( به کسر اول معرب لگام است ). دهنه. دهانه لغام. عنان . جوالیقی گوید: اللجام ، معروف و ذکر قوم انه عربی و قال آخرون بل هو معرّب و یقال انه بالفارسیة لغام. ( المعرّب ص 300 ). صاحب قاموس کتاب مقدس آرد: معروف و صورت آنهادر ابنیه قدیمه مصر منقوش است و با لگامهای حالیه چندان تفاوت ندارد. ( قاموس کتاب مقدس ) : ولیکن ترا گر چنین است کام زکام تو هرگز نپیچم لگام.فردوسی.غودیده...
فرهنگ عمید
دهانۀ اسب.
فرهنگ معین
(لِ ) (اِ. ) دهنه ، دهانه ، افسار.
فرهنگ فارسی
لجام، دهانه اسب، لغام هم گفته شده است ( اسم ) دهنه دهانه افسار : گوید : من یک پیمانه کیک خواهم نیمی نر نیمی ماده جمله با زین و لگام و جل و ستام چه جواب دهی ? یا لگام از سر گرفتن . ۱- افسار را از سر خود انداختن ( ستور ) ۲- چموش بودن توسن بودن ( ستور ) یا لگام از سر گرفته . ۱- ستوری که افسار را از سر خود انداخته ۲- چموش توسن ( ستور ) .
دانشنامه عمومی
لجام (به انگلیسی: Bridle) تجهیزات مورد استفاده برای هدایت اسب است.wiki: پوست یا مخاط است که حرکات یک اندام یا قسمتی را محدود می کند.Human frenulum preputii penis and frenular delta location A human frenulum of prepuce of penis displaying frenular chordee.در آلت تناسلی مرد به چینی از پوست که زاویه تحتانی سوراخ بیرونی میزراه را به ورقه داخلی پیش پوست می چسباند لگام می گویند.Human frenul...