(لُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) فرومایه شدن . ۲ - (اِمص . ) فرومایگی ، پستی .
فرهنگ فارسی
چرک
ملامت کردن، سرزنش کردن، ملامت، نکوهش ۱- ( مصدر ) ناکس شدن فرومایه گردیدن . ۲- فرومایگی پستی : می بینم ک کارهای زمانه روی بادبار دارد اقوال پسندیده مدروس گشته و لوم ودنائت مستولی . یا لوم طبع . پست طبعی دنائت طبع : و تعودزبان بذکر فحشائ منکر دلیل رذالت اصل ولوم طبع و فرومایگی نفس گرفته اند . ناکس شدن . ناکس و فرومایه گردیدن .
دانشنامه عمومی
لوم (به انگلیسی: Loam) نوعی خاک است که بخش عمده آن از ترکیب ماسه (اندازه دانه > ۶۳ µm)، لای (سیلت) (اندازه دانه > ۲ µm) و مقدار کمی رس (اندازه دانه < ۲ µm) پدید آمده باشد. بر پایه وزن، ترکیب کانی های ماسه، رس و لای در این نوع خاک به ترتیب حدود ۴۰، ۴۰ و ۲۰ درصد است. این نسبت ممکن است در موارد مختلف تغییر کرده و انواع مختلف خاک های لومی مانند لوم ماسه ای، لوم سیلتی، لوم رسی، لوم رسی ماسه ای، لوم رسی...
گویش مازنی
/loom/ چرک
مترادف و متضاد
سرزنش، سرکوفت، ملامت، نکوهش
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱۴(بار)سرزنش.آن نوعا در مقابل چیزی است که به ملامت کننده ناگوار و به ملامت شده نامناسب باشد. مرا ملامت نکنید خود را ملامت کنید. تلاوم: ملامت کردن یکدیگر است . بعضی به بعضی روکردندو همدیگر را سرزنش مینمودهاند. لَوْمَة: به معنی ملامت است . در راه خدا جهاد میکنند و از ملامت سرزنش کنندهای نمیترسند. ملوم اسم مفعول است . مُلیم: به ضم میم اسم فاعل است به معنی ملامت کننده...