معانی کلمه : لوزه
لغت نامه دهخدا
لوزة. [ ل َ زَ ] (ع اِ) یکی لوز. یک بادام . (منتهی الارب ). || هر یک از دو برآمدگی بادام شکل درون گلو. و رجوع به لوزتان و لوزتین شود.
فرهنگ معین
(لُ زِ ) (اِ. ) هر یک از دو جسم بادامی شکل کوچک که از بافت لنفی تشکیل شده و در دو طرف حلق قرار دارد.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
tonsil (اسم)
لوزه، بادامک
واژه نامه بختیاریکا
کِرگلی؛ گوشگِلی
فرهنگستان زبان و ادب
{palatine tonsil, tonsil , tonsilla palatina} [زیست شناسی] هریک از دو تودۀ بادامی شکل در دو طرف حلق دهانی که عمدتاً از بافت تنابه ای تشکیل شده است
{tonsil , tonsilla} [زیست شناسی] تودۀ بادامی شکل که عمدتاً از بافت تنابه ای تشکیل شده است متـ . بادامک 2
{tonsil , tonsilla} [زیست شناسی] تودۀ بادامی شکل که عمدتاً از بافت تنابه ای تشکیل شده است متـ . بادامک 2
