لوتی . (ص نسبی ) لوطی . منسوب به لوت . لوت خوار. شکم پرست . لوت دوست . و شاید از لوت به معنی عریان ، برهنگی ، عریانی ، لختی و عوری باشد.
لوتی. ( ص نسبی ) لوطی. منسوب به لوت. لوت خوار. شکم پرست. لوت دوست. و شاید از لوت به معنی عریان ، برهنگی ، عریانی ، لختی و عوری باشد.لوتی. ( اِ ) قسمی ماهی ...
فرهنگ فارسی
افسر نیروی دریایی سیاح و نویسنده فرانسوی ( و. روشفور ۱۹۲۳ - ۱۸۵٠م . ). وی جوانی شرمگین بود و بهمین سبب معشوقش نام گل [ لوتی ] را که یک گل هندی است و پیوسته سر بپایین دارد به او داد . داستانهایش بسبک اپرسیونیست است و در آنها مناظر و احوال مردم کشورهایی را که سیاحت کرده آورده است . مهمترین کتابهایش عبارتند از : پپپپپپپپپپپپپپپ [ آزیاده ] [ ازدواج لوتی ] [ برادر من ایو ] [ ماهیگیر ایسلند ] [ بسوی اصف...
گویش مازنی
به مطربان و رقاصان و نوازندگان گوینددر فرهنگ دهخدا مردی ...
/lootti/ به مطربان و رقاصان و نوازندگان گوینددر فرهنگ دهخدا مردی که بز، میمون و خرس رقصاند یا تنبک نوازد و شعر زشت گوید