لو دادن. [ ل َ / لُو دَ ] ( مص مرکب ) ( عامیانه ) لاو دادن. رجوع به لاو دادن شود.- به لو دادن ؛ از دست دادن.از دست بدادن.- لو دادن چیزی را یا مالی را ؛ به مفت از دست دادن. به رایگان از دست دادن. از دست دادن به رایگان یا به ثمن بخس. به رایگان یا به نرخی ارزان از دست دادن. از دست دادن بی عوض.- لو دادن خود را ؛ گناه خود را ابلهانه اظهار کردن. راز خود را آشکار کردن.- لو دادن کسی را ؛ سرّ او را بروز دا...
فرهنگ معین
(لُ. دَ ) (مص م . ) ۱ - مشت کسی را باز کردن . ۲ - اسرار قلبی یا خطای خود را فاش کردن .
فرهنگ فارسی
لو
( مصدر ) سر کسی را بروز دادن مشت کسی را باز کردن اسرار قلبی یا خطای خود را فاش کردن : دست و پایش را گم کرد و نزدیک بود که خود را لوبدهد . یا لو دادن چیزی را یا مالی را . مفت از دست دادن آنرا . یا لودادن ناموس خود را . به بی عفتی تن دادن .