لهجة. [ ل ُ ج َ ] (ع اِ) ناشتاشکن . (منتهی الارب ). نهاری . ... لُهنة. (مهذب الاسماء).
( لهجة ) لهجة. [ ل َ ج َ / ل َ هََ ج َ ] ( ع اِ ) لهجه. زبان. یقال : فلان فصیح اللهجة. ( منتهی الارب ) ( لغت نامه مقامات حریری ) ( غیاث ). لسان. جایگاه سخن از زبان. ( بحر الجواهر ). لغت. ( غیاث ) : با آنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قباد را سعادت ذات... و صدق لهجت... حاص...
فرهنگ عمید
۱. طرز سخن گفتن و تلفظ. ۲. [قدیمی] زبان و لغتی که انسان با آن سخن می گوید، زبان.
فرهنگ معین
(لَ جِ ) [ ع . لهجة ] (اِ. ) ۱ - زبان . ۲ - طرز سخن گفتن و تلفظ . ۳ - شعبه ای از زبان . ۴ - تلفظ واژه های یک زبان به شیوة خاص یک منطقه .
دانشنامه آزاد فارسی
لَهجه (dialect)گونه ای از یک زبان. لهجه ها معمولاً از نظر ویژگی هایی نظیر واژگان، دستور زبان، و تلفظ از یکدیگر متمایز می شوند. معمولاً هم به شکل شفاهی رواج دارند و تفاوت هایشان با زبان معیار بارز است. لهجه از دیدگاه علمی نیز زبان یک شخص یا گروه تعریف شده است که با زبان اعضای دیگر آن جامعه تفاوت دارد. لهجه ها بیشتر به گونه های زبانی مبتنی بر معیارهای جغرافیایی اطلاق می شود و این مفهوم از نظر اجتماع...
فرهنگ فارسی
گونهای از زبان که ویژگیهای تلفظی آن موقعیت جغرافیایی یا جایگاه اجتماعی فرد را منعکس میکند
زبان، طرزسخن گفتن وتلفظ، زبان ولغتی که سخن گویند( اسم ) ۱- زبان لسان جمع : لهجات : لهج. من تیغ سلطانی است در فصل الخطاب تا نگوید کان زمان تیغ خطیبش یافتم . ( خاقانی . سج. ۲ ) ۹٠۷- گفتار . یا صراحت لهجه . صراحت . ۳- شعبه ای از یک زبان که با تغییراتی در ناحیه ای تکلم شود مثلا گیلکی کردی لری سمنانی لهجه...
دانشنامه عمومی
در زبان شناسی به گونه ای از طرز تلفظ های ویژه یک گروه زبانی لهجه می گویند. تقریباً در تمامی زبان های جهان، گروه هایی با لهجه های گوناگون وجود دارند. مجموعه تلفظ های ویژه یک گروه معمولاً قانونمند و مطابق ضوابط ثابتی صورت می گیرد. لهجه ها معمولاً با مناطق جغرافیایی ویژه ارتباط دارند.زبان، گویش، لهجهاگر مجموعه تلفظ های دو دسته از گویشوران یک زبان به گونه ای باشد که همدیگر را نسبتاً آسان بفهمند صحبت ا...
مترادف و متضاد
گفتار
زبان، لسان
۱. گویش ۲. زبان، لسان ۳. گفتار
accent (اسم)لهجه، تاکید، تلفظ، تشدید، مد، تکیهء صدا، علامت تکیهء صدا، طرز قرائت، قوت، صدا یا اهنگ اکسان، ضربهdialect (اسم)لهجه، گویش، زبان محلیintonation (اسم)لهجه، تلفظ، طرز قرائت، اهنگ، زیر و بمی صدا، تکیه صدا، بیان با الحانidiom (اسم)لهجه، زبان ویژه، اصطلاح...
فرهنگ فارسی ساره
گفتار
فرهنگستان زبان و ادب
{accent} [باستان شناسی، زبان شناسی] گونه ای از زبان که ویژگی های تلفظی آن موقعیت جغرافیایی یا جایگاه اجتماعی فرد را منعکس می کند