( لهاة ) لهاة. [ ل ِ ] ( اِخ ) نثره. منزلی از منازل قمر.لهاة. [ ل َ ] ( ع اِ ) کام که گوشت پاره ای است آویخته در اقصای اعلای دهن. مابین منقطع اصل اللسان الی منقطع القلب. ج ، لها، لهوات ، لهیات ، لُهی ، لِهی ، لهاء. ( منتهی الارب ). گوشتی است که زیر حنجره آویخته است و آن را به گرگان ملازه گویند و از منفعتهای آ...