معانی کلمه : لهام
لغت نامه دهخدا
لهام. [ ل ُ ] ( ع ص ، اِ ) لشکر بسیار. ( منتهی الارب ). لشکر که هرچه بیند نیست کند. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
لشکر بسیار لشکر که هر چند بیند نیست کند .
دانشنامه عمومی
در گویش بوشهری به معنی بی حرکت ماندن

در گویش بوشهری به معنی بی حرکت ماندن