لنبر. [ لُم ْ ب َ ] (اِ) (اصطلاح عامیانه ) ران از طرف خلف . سُرین . (جهانگیری ). کفل . (برهان ). لُمبر. سرین فربه . و رجوع به لمبر شود.
لنبر. [ لَم ْ ب َ ] (ص ) مردم قوی هیکل و فربه و گنده و ناهموار. (برهان ). فربه . چاق .صاحب انجمن آرا نویسد: مشتق از لُنب است و بر وزن عنبر خطاست که در فرهنگها و برهان آمده و به ضم اصح است و برخی از فرهنگها آن را تصحیف لُنب...
(لَ بَ ) (ص . ) مردم قوی هیکل و فربه و گنده . (لُ بَ ) (اِ. ) ران ، سرین .
فرهنگ فارسی
فربه، قوی هیکل، کفل وسرین هم میگویند ( اسم ) ۱- تکان لرزش . ۲- فشاری که از حمل زاید بر قوت حامل پدید آید . یا لمبر پیدا کردن دیواری . در قسمتی شکست برداشتن بدان سان که قسمت فوق آن بلرزد و بیم افتادن بود . مردم قوی هیکل و فربه و گنده و ناهموار . فربه .
دانشنامه عمومی
لنبر یکی از روستاهای استان اردبیل است که در بخش مرکزی شهرستان خلخال واقع شده است.فرهنگ آبادی های خلخال (خورش رستم، شاهرود، مرکزی و حومه کیانی ، داود. انتشارات محقق اردبیلی . 1394)« لنبر(Lonbar) در ارتفاع 1918 متری از سطح دریا در 37 درجه و 44 دقیقه و45 ثانیه عرض شمالی و 48 درجه و 31 دقیقه و 5 ثانیه طول شرقی در بلندی مابین دو رودخانه قرارگرفته است و ازسمت شمال به مصطفی لو و اوجغاز سفلی ، از سمت غر...