لفوت . [ ل ُ ] (ع اِ) ج ِ لِفت . (دزی ).
لفوت . [ ل َ ] (ع ص ) آن زن که فرزند دارد از شوهر پیشین . (مهذب الاسماء). زنی که از شوی دیگر بچه دارد. || مرد گول بدخوی . || ناقه که وقت دوشیدن بانگ و بی آرامی نماید. || زن که نگاهش به یکجای نماند و بر آن باشد که هرگاه تو غافل شوی دیگری را اشاره کند. (منتهی الارب ).
روستایی از توابع شهرستان آستانۀ اشرفیۀ استان گیلان. شغل مردم آن کاشت برنج است. امام زاده ای به نام آقا سید زکریا، از نوادگان امام موسی کاظم (ع)، در این محل تدفین شده است که هر ساله در سومین روز از شهادت امام حسین (ع) برنامه ای ویژه دارد که از شهرستان های مختلف، دسته های عزاداری عازم این محل می شوند.