لعن . [ ل ُ ع َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لُعَنة. (منتهی الارب ).
لعن. [ ل َ ] ( ع مص ) نفرین. سنه. بَوه. سب . خِزی. لعنت. نفرین کردن. ( ترجمان القرآن جرجانی ).طرد. اِبعاد. راندن و دور کردن از نیکی و رحمت. ( منتهی الارب ). دور کردن از خیر. ضد برکت. ( قاموس کتاب مقدس ). جرجانی در تعریفات گوید: لعن من اﷲ، هو ابعاد بسخطه و من الانسان الدعاء بسخطه. ( تعریفات ). || از ص...
فرهنگ عمید
۱. نفرین کردن. ۲. دشنام دادن. ۳. راندن.
فرهنگ معین
(لَ ) [ ع . ] (اِمص . ) نفرین ، دشنام .
فرهنگ فارسی
نفرین کردن، راندن، دشنام دادن ۱- ( مصدر ) دور کردن کسی را از نیکی و رحمت نفرین کردن لعنت کردن . ۲- ( اسم ) لعنت نفرین : جمعی مستحقان قزوین اسامی خود را بقلم دادند که در مدت عمر زبان بلعن اصحاب خصوصا عشر. مبشره نگشوده اند . جمع لعنه
مترادف و متضاد
ban (اسم)منع، لعن، حکم تحریم یا تکفیر، منع از راه ارعاب و تهدیدcursing (اسم)لعنdamnation (اسم)لعن، لعنت، لعنت شدگیimprecation (اسم)لعن، نفرین، تضرعmalediction (اسم)لعن، لعنت، بد گویی...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] لعن و نفرین، دعا برای دوری از رحمت خداوند است.لعن، در لغت به معنای راندن و دور کردن است.معنای اصطلاحیو در اصطلاح، یعنی طلب دوری از رحمت ذات حق تعالی برای افراد لعن شده، که همان عقوبت و عذاب الاهی است، چنان که از آیات قرآن کریم بر می آید. wikifeqh: لعن صحابه داده اند.لعن را به معنای راندن و دور کردن همراه با ناراحتی دانسته اند. لعن از جانب خدا به معنای قطع رحمت و توفیق دنیوی و عذاب اخرو...