لصف . [ ل َ ص ِ ] (اِ) سقولومس ، و آن قسمی از کنگر بری است .
لصف . [ ل َ ص َ ] (ع مص ) خشک شدن پوست و برچفسیدگی آن . (منتهی الارب ).
لصف . [ ل َ ] (ع مص ) سنگ بر هم نهادن در بنا. || پی بر تیر پیچیدن . (منتهی الارب ). || درخشیدن . (زوزنی ). درخشیدن چیزی . (منتهی الارب ).