لس . [ ل َ ] (ص ) مفلوج . به فالج شده . فالج زده . مبتلی به فالج . || مُسترخی .
لس . [ ل ِ ] (اِخ ) نام رودخانه ای به بلژیک که به رود موز ریزد و 84 هزار گز درازا دارد.
۱سست – لق ۲آهسته
این واژه پسوند و به معنی لیسنده است
افلیج، فلج
بیحرکت، بیحس، سست، لم
۱. افلیج، فلج
۲. بیحرکت، بیحس، سست، لم