معانی کلمه : لروا
لغت نامه دهخدا
لروا. [ ل ُ ] ( اِخ ) کشیش و شاعر هجاگوی و یکی از مؤلفین «لاساتیرمنی په ».
فرهنگ فارسی
ژان شاعر هجاگوی فرانسوی ( فر. ۱۶ م . ) وی یکی از مولفان [ ساتیر منیپه ] است .
کشیش و شاعر هجاگوی و یکی از مولفین لاسا مثانه است .
کشیش و شاعر هجاگوی و یکی از مولفین لاسا مثانه است .
