لرزش. [ ل َ زِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از لرزیدن ( این قلیل الاستعمال است ). لزر. لرزه. لرزیدن. رعدة. اِرتعاد. رجفة . اهتزاز. ارتعاش : ز باریدن برف و باران و سیل به لرزش درافتاده همچون سهیل.
سعدی.
نفاض ؛ لرزش تب. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
تکان، جنبش.
فرهنگ معین
(لَ زِ ) (اِمص . ) لرزیدن .
دانشنامه آزاد فارسی
لرزش (tremor) لرزیدن و تکان خوردن غیر ارادی بخشی از بدن. این حالت ممکن است ناشی از خستگی، اضطراب، سن بالا، ناتوانی یا برخی بیماری های دستگاه عصبی، مخصوصاً بیماری پارکینسون، باشد.
اُفتوخیز ملایم زیروبمیِ یک نغمه بهمنظور تقویت یا غنی کردن صوت
( اسم ) ۱- لرز رعشه ارتعاش . یا به لرزش در افتادن . لرز یافتن رعشه یافتن : ز باریدن برف و باران و سیل بلرزش در افتاده همچون سیل ( سعدی لغ. )
دانشنامه عمومی
لرزش یا رَعشه به حرکاتی غیرارادی و پاتولوژیک در ماهیچه های بدن گفته می شود که حالتی نسبتاً ریتمی و نوسانی (به جلو و عقب) دارند.لرزش رایج ترین شکل حرکت های غیرارادی است و می تواند در دستان، بازوها، سر، صورت، تارهای صوتی، بالاتنه و پاها رخ دهد.بیشتر رعشه ها در دستان اتفاق می افتند. در بسیاری از افراد، لرزش یک سمپتوم یا نشانه برای اختلالی عصبی در بدن است.از شناخته شده ترین لرزش ها می توان به لرزش فک ...