کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه لرزاننده | کلماتور
معانی کلمه : لرزاننده
تلفظ بین المللی :
/lˌarzɑnˈande/
تلفظ :
[l,aRzAn'ande]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
لرزاننده چربی
تکان دهنده ها و لرزاننده ها
دسته لرزاننده
لغزاننده
دستگاه لغزاننده
لرزاندن
لرزانه
لرزانیدن
لرزنده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
لرزاننده. [ ل َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) آنکه لرزاند. که لرزاند. که بلرز آرد.
فرهنگ عمید
تکان دهنده، به لرزآورنده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه بلرزاند کسی که بلرز در آورد .
مترادف و متضاد
shaker
(اسم)
تکان دهنده، ادم ولگرد و اواره، لرزاننده، ماشین تکان دهنده، ادم مزور و لاف زدن
واژه نامه بختیاریکا
چُمنا
کلمات مرتبط
لرزاننده چربی
تکان دهنده ها و لرزاننده ها
دسته لرزاننده
لغزاننده
دستگاه لغزاننده
لرزاندن
لرزانه
لرزانیدن
لرزنده
نظرات