لرت . [ ل ُ ] (اِخ )جایی است یا قبیله ای است به اندلس . (منتهی الارب ).
لرت . [ ل ِ ] (اِ) لِرد. لای . دُردی . رجوع به هر سه کلمه شود. عکر. عکرالخمر.
رسوب – مواد ته نشین – درد