لحاف. [ ل ِ] ( ع اِ ) بسترآهنگ. ( جهانگیری ) . دواج. بالاپوش شب.مشمال. ( منتهی الارب ). ازار. جامه پنبه دار شب خوابی.( غیاث ). بالاپوش ، مقابل نهالی و زیرپوش : خوشا حال لحاف و بسترآهنگ که میگیرند هر شب در برت تنگ.لبیبی.نالنده اسقفی ز بر بستر پلاس رومی لحاف زرد به پهنا برافکند.خاقانی.با چنین آهن دل آتش سجاف حق نشاید گفت جز زیرلحاف.مولوی.اندر لحاف و بالش خوش خفته بود پنبه حلاج خواند بر وی یا ایهاالم...
فرهنگ عمید
روانداز ضخیم آکنده از پشم یا پنبه به شکل مستطیل که هنگام خوابیدن برای گرم نگه داشتن بر روی خود می اندازند، دواج.
فرهنگ معین
(لِ ) [ ع . ] (اِ. ) رواندازی آکنده از پشم یا پنبه که هنگام خوابیدن بر روی خود می اندازند.
دانشنامه آزاد فارسی
لَحاف (quilt)نوعی پوشش برای رختخواب. برای تهیۀ آن، لایه ای از پر، پنبه، پشم یا دیگر مواد درونی، را بین دو لایۀ پارچه قرار می دهند و می دوزند. برای تزیین، از دوخت های نقش دار استفاده می کنند (بیشتر به شکل لوزی یا نقش مایه های گل و گیاه). لحاف دوزیِ خانگی، طی قرن های متمادی در سراسر اروپا، شرق، و اخیراً در امریکا رواج داشته است. گاه لحاف را با چهل تکه دوزی یا گلدوزی می آرایند.wikijoo: لحاف...
فرهنگ فارسی
بالاپوش، روپو ضخیم آکنده ازپشم یاپنبه( اسم ) ۱- بالاپوش پشمین یا پنبه یی که در هنگام خواب برروی خود اندازند بالاپوش شب دواج مقابل نهالی زیر پوش : نالنده اسقفی زبر بستر پلاس رومی لحاف زرد بپهنابر افکند . ( خاقانی . سج.۱۳۴ ) توضیح در تداول آنرا بفتح اول تلفظ کنند . یا دعوی سر لحاف ملانصرالدین است ( بود ) . گویند هیاهوی نزاعی از کوچه شنیده میشد و چون هوا سرد بود ملانصرالدین لحاف را بخود پیچید و برای ...
دانشنامه عمومی
لحاف به نوعی روانداز گویند که معمولاً در هنگام خواب بر روی خود می کشند. لحاف از روکش کردن پنبه یا پشم بوسیله پارچه متقال و روکش کردن آن با ملحفه یا پارچه مخمل درست می شود.لحاف از پتو گرم تر است و معمولاً فقط در زمستان به کار می رود.پروژه نام های لحاف چهل تکه یادبود ایدزwiki: لحاف...