لباب . [ ل ُ ] (اِخ ) کوهی است مر بنی حذیمة را. (منتهی الارب ). قال الاصمعی و هو یذکر جبال هذیل ثم اودیة واسعة و جبل یقال له لباب و هو لبنی خالد. (معجم البلدان )....
فرهنگ عمید
۱. برگزیده و خالص از هرچیز، لب. ۲. (اسم ) مغز چیزی، مانندِ مغز بادام، گردو، و امثال آن ها. ۳. (اسم ) عقل.
فرهنگ معین
(لُ ) [ ع . ] (اِ. ) خالص و برگزیده از هر چیزی .
دانشنامه آزاد فارسی
لِباب (Lebap)(نام سابق: چارجو، به روسی چارژو) ولایتی در شرق ترکمنستان، با ۹۳,۶۰۰ کیلومتر مربع مساحت و ۷۷۵هزار نفر جمعیت (۱۹۹۶). مرکزش شهر چارجو و دیگر شهر مهم آن کرکی است. بخش عمدۀ این ناحیه در صحرای قرا قوم واقع است و از شمال به مرز ازبکستان محدود می شود. مهم ترین رود آن آمودریا است. صنایع آن عبارت اند از استخراج گاز طبیعی، و گوگرد، تولید ابریشم، و کشت آبی پنبه.wikijoo: لباب لباب (اللباب). لُباب...
فرهنگ فارسی
برگزیده وخالص ا هرچیز، مغزچیزی خالص و برگزیده از چیزی نفیس : باز باش ای باب بر جویای باب تا رسند از تو قشور اندر لباب . ( مولوی لغ. ) باکی نیست ترا ( لب آب ) لواب . نام نهری و رودخانه بکوه کیلویه فارس .
دانشنامه عمومی
لباب یک روستا در ایران است که در دهستان دره کاید واقع شده است. لباب ۱۲۸ نفر جمعیت دارد.wiki: لباب لب آب. لب آب، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.این روستا در دهستان دره کاید قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۸ نفر (۲۰خانوار) بوده است.wiki: لب آب لب آب (فیلم). لبِ آب (انگلیسی: The Water Margin) فیلمی به کارگردانی وو ما است که در ...
گویش مازنی
مستراح
/labaab/ مستراح
مترادف و متضاد
pitch(اسم)
اوج، درجه، پرتاب، استقرار، سرازیری، گام، پلکان، زیر و بمی صدا، قیر، دانگ صدا، لباب، ضربت با چوگان، اوج پرواز، جای شیب