معانی کلمه : لامت
لغت نامه دهخدا
لامت . [ م ُ ] (اِخ ) ژان کنتس دو. نام زنی فتنه جوی . مولد فن تت (اُب ) (1756-1791 م .).
فرهنگ فارسی
شارل دو سیاستمدار فرانسوی ( و . پاریس ۱۷۵۷ - ف . ۱۸۳۲ م . ) . وی نماینده [ مجلس موسسان ] و خواستار بازگشت سلطنت در زمان ناپلئون بود .
نام زنی فتنه جوی
نام زنی فتنه جوی
