لار. (اِخ ) (آب ...) نام آبی به کشمیر:
بهشت و جوی شیرش آب لار است .
لار. (اِ) گوشت آویزان زیر گلوی خروس که به عربی غَبب گویند. و از آن بز را که مانند دو گلوله ٔ دراز است دگلون [ دکلان ] گویند. (در تداول مردم خراسان . گناباد). زملتان .
بدن ، تن
آزاد – بی بند
بدن، تن lâr-om ekelâša>:بدنم مىخارد> .