لاحول. [ ح َ ] ( ع جمله اسمیه ) ( از: «لا» + «حول » ) مختصر «لاحول و لاقوة الا باﷲ العلی العظیم » است و آن رابرای راندن دیو و شیطان ، بر زبان آرند : از گفتن لاحول گریزد شیطان.معزی.ز دست طبع و زبانت چنان گریزد بخل که دیو از آهن و لاحول و لفظ استغفار.ازرقی.چون ز لاحول تو نترسد دیونیست مسموع لابه نزد خدیو.سنائی.تو دانی که چون دیو رفت از قفس نیاید به لاحول کس باز پس.سعدی ( بوستان ). || گاه در مقام اعت...
فرهنگ عمید
عبارتی که هنگام ترس، فرار، تعجب، یا پس از سجده، در صورت ارتکاب اشتباه، بیان می شود: مگوی انده خویش با دشمنان / که لاحول گویند شادی کنان (سعدی: ۱۲۸ ).
فرهنگ معین
(حَ ) [ ع . ] (جملة اسمی ) مختصر «لاحول ولا قوة الابالله ) نیست نیرو و قوتی مگر خدای تعالی را.
فرهنگ فارسی
لاحول ولاقوه الابالله، نیست نیرووتوانایی مگرخدا ( جمله اسمی ) مختصر لاحول و لاقوه مختصر لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم