لاابالی. [ اُ ] ( ع جمله فعلیه ) صیغه متکلم وحده از مضارع ، به معنی باک ندارم ، نمی ترسم ، نترسم : هؤلاء الی الجنّة ولاابالی و هؤلاء الی النار و لاابالی. ( حدیث قدسی ).لیلی بمن آورید حالی ورنه من و تیغ لاابالی.نظامی. || ( ص مرکب ) در فارسی بیشتر بصورت جامد استعمال شود به معنی بی باک. بی مبالات. سهل انگار. وِل انگار. بی قید. خوارکار. بی التفات. بی درد. بی بند و بار. شُل اوزار. ( شُل افزار ) ( در ...
فرهنگ عمید
۱. بی قید و بی بندوبار: لاابالی چه کند دفتر دانایی را؟ / طاقت وعظ نباشد سر سودایی را (سعدی۲: ۳۱۶ ). ۲. [قدیمی] بی باک، بی پروا. ۳. (قید ) [قدیمی] با بی بندوباری.
فرهنگ معین
(اُ ) [ ع . ] (ص مر. ) در فارسی به معنای سهل انگار، بی قید. در عربی متکلم وحده از فعل مضارع (باک ندارم ).
فرهنگ فارسی
شخص بی باک وبی پرواوبی قیدوبندوبارراگویند۱- ( جمله فعلی : متکلم وحده از فعل مصدرمبالاه ) باک ندارم نمی ترسم . ۲- بی باک بی بند وبار بی پروا : لاابلی چکند دفتر دانایی را ? طاقت وعظ نباشد سرسودایی را . ( سعدی . کلیات ) یا لاابالی شدن . ( مصدر ) سهل انگار وبی قیدشدن : گرت با ما خوش افتاده است چون ما لااللی شو نه یاران مست برخیزند و تو مستور بنشینی . ( سعدی )بمعنی باک ندارم نمی ترسم ....
مترادف و متضاد
بیبندوبار، بیحمیت، بیغیرت، بیکار، لاقید، لش
careless (صفت)سرهم بند، بی دقت، لا ابالی، غافل، مسامحه کار، سبکسر، غفلت کار، لا قیدslovenly (صفت)ژولیده، شلخته، لا ابالیslipshod (صفت)شلخته، لا ابالی، لا قید، پاشنه خوابیدهcarefree (صفت)بی خیال، سبکبار، لا ابالیlight-hearted (صفت)سبکبار، لا ابالی، شاد، زنده دل، با نشاط، بی غمimprovident (صفت)لا ابالی، بی احتیاطnonchalant (صفت)لا ابالی، مسامحه کا...