Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قوی استخوان

تلفظ بین المللی : /q1ˈavi ostˈoxɑn/ تلفظ :‌ [q1'avi ost'oxAn]
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • استخوان قوس وجنه
  • قوطی استوانه ای
  • قوی
  • قوی ئیل
  • قوی الاراده
  • قوی البنیه
  • قوی اوصلو
  • قوی بازو
  • قوی بنیه
فرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

فرهنگ عمید

۱. آن که استخوان های درشت و محکم دارد.
۲. [مجاز] پهلوان.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دارای استخوانهای محکم باشد پهلوان : بهیکل هزبری قوی استخوان بهیبت پلنگی گه کین دمان .

کلمات مرتبط

  • استخوان قوس وجنه
  • قوطی استوانه ای
  • قوی
  • قوی ئیل
  • قوی الاراده
  • قوی البنیه
  • قوی اوصلو
  • قوی بازو
  • قوی بنیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات