کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قوزه-زن | کلماتور
معانی کلمه : قوزه زن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈuːzeː zˈan/
تلفظ :
[q1'u:ze: z'an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اندیس شرق قوزه زن
تپه قوزه زن 1
تپه قوزه زن 2
قنات دره قوزه زن مشهد
قنات قوزه زن اسفراین
قوزه
تپه قوزه 2 گرده نو
محوطه داش قره قوزه ای
ذو قوه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
قوزه زن. [ زِ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بام بخش صفی آباد شهرستان سبزوار، سکنه آن 108 تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات ، پنبه ، بنشن و شغل اهالی زراعت است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان بام بخش صفی آباد شهرستان سبزوار .
کلمات مرتبط
اندیس شرق قوزه زن
تپه قوزه زن 1
تپه قوزه زن 2
قنات دره قوزه زن مشهد
قنات قوزه زن اسفراین
قوزه
تپه قوزه 2 گرده نو
محوطه داش قره قوزه ای
ذو قوه
نظرات