قواریر. [ ق َ ] (اِخ ) از دژهای زبید است در یمن . (از معجم البلدان ).
قواریر. [ ق َ ] ( ع اِ ) ج ِ قارورة.( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی شیشه ها. ( آنندراج ) : و یطاف علیهم بآنیة من فضة و اکواب کانت قواریرا. قواریرا من فضة قدروها تقدیرا. ( قرآن 15/76-16 ). || بول ها و شاش ها. || حقه های باروت. رجوع به قارورة شود.- قواریرالنفط ؛ از...
فرهنگ عمید
قاروره#NAME?
= قاروره
فرهنگ فارسی
از دژهای زبید است در یمن
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی قَدَّرُوهَا: آن را اندازه گیری کردند (در عبارت "قَوَارِیرَ مِن فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِیراً "منظور این است که آن جامهای نقره مناسب اهلشان اندازه گیری شده اند )ریشه کلمه: قرر (۳۸ بار)«قواریر» جمع «قاروره» به معنای ظرف بلورین و شیشه ای است.wikialkb: قَوَارِیر...