قوادی .[ ق َ ] (ع اِ) ج ِ قادیة، بمعنی گروه اندک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به قادیة شود.
قوادی . [ ق َوْ وا ] (حامص ) جاکشی .- امثال :قوادی به از قاضی گری است ؛ گویند مردی بود به نیشابور که وی را بوالقاسم رازی گفتندی و این بوالقاسم کنیزک بپروردی و نزدیک امیر نصر آوردی و با صله برگشتی و چند کنیزک آورده بود وقتی امیر نصر بوالقاسم را ...
فرهنگ عمید
عمل قَوّاد.
دانشنامه آزاد فارسی
قَوّادیدر اصطلاح فقه و حقوق، جمع و مرتبط کردن دو شخص و یا بیشتر برای زنا و لواط. فاعلِ این عمل اگر مرد باشد «قوّاد» و اگر زن باشد «قوّاده» نامیده می شود. قوادی جرمی مطلق است و عدم تحقق زنا یا لواط، به علل و جهاتی که خارج از ارادۀ متهم باشد، تأثیری در ثبوت جرم قوّادی ندارد. طبق مادۀ ۱۳۵ قانون مجازات اسلامی، جمع و مرتبط کردن دو شخص یا بیشتر برای مساحقه قوّادی محسوب نمی شود. با این حال، برخی فقها این...
فرهنگ فارسی
جمع قادیه بمعنی گروه اندک
مترادف و متضاد
جاکشی، دیوثی، قلتبانی، لحافکشی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] به جمع کردن و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا یا لواط قَوّادی گفته می شود.قوادی با دو بار اقرار (در صورتی که اقرار کننده بالغ، عاقل، مختار و دارای قصد باشد) و نیز شهادت دو مرد عادل ثابت می شود.حد قوادیحد قوادی ۷۵ تازیانه و تبعید از محل زندگی است. و بنا به قول مشهور سر او نیز تراشیده می شود و در شهر می گردانند.تساوی حد در قوادیدر این حکم مسلمان و کافر و مرد و زن با یکدیگر مساوی اند ج...