Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : قهرمان کردن

تلفظ بین المللی : /q1ahrˈemɑn kˈardan/ تلفظ :‌ [q1ahR'emAn k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قربان کردن
  • ختم قرآن کردن
  • ختم قران کردن
  • قهرمان
  • قهرمان 1
  • قهرمان 2
  • قهرمان اباد
  • قهرمان اصلی
  • قهرمان عصر ما
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

قهرمان کردن. [ ق َ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فرمانروا کردن. || کارفرما کردن. || پهلوان شناختن. || نگهبان کردن. محافظ و مراقب ساختن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱ - فرمانروا کردن ۲ - کار فرمانروا کردن ۳ - پهلوان شناختن ۴ - نگهبان کردن محافظ و مراقب ساختن : گرگ را بر میش کردن قهرمان باشد ز جهل گربه را بر پیه کردن پاسبان باشد خطا .

کلمات مرتبط

  • قربان کردن
  • ختم قرآن کردن
  • ختم قران کردن
  • قهرمان
  • قهرمان 1
  • قهرمان 2
  • قهرمان اباد
  • قهرمان اصلی
  • قهرمان عصر ما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات