کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قنده | کلماتور
معانی کلمه : قنده
تلفظ بین المللی :
/q1ˈandeː/
تلفظ :
[q1'ande:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تفر قنده
قندهار
قندهاری
تک قندها
حبیب قندهاری
حنان قندهاری
قندهار مکتب هنری
قندهاری عبدالواسع
واصب قندهاری محمد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
( قندة )
قندة. [ ق َ دَ ] ( معرب ، اِ ) قند. ( منتهی الارب ). نبات. ( ناظم الاطباء ). رجوع به قند شود.
- قندة الرقاع ؛ نوعی از خرماست. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). نوعی از ثمر است. ( فهرست مخزن الادویة ).
قندة. [ ق َ دَ ] (معرب ، اِ) قند. (منتهی الارب ). نبات . (ناظم الاطباء). رجوع به قند شود.- قندة الرقاع ؛ نوعی از خرماست . (اقرب الموارد) (ناظم الاطبا...
فرهنگ فارسی
قند نبات
کلمات مرتبط
تفر قنده
قندهار
قندهاری
تک قندها
حبیب قندهاری
حنان قندهاری
قندهار مکتب هنری
قندهاری عبدالواسع
واصب قندهاری محمد
نظرات